تبليغاتX
...۩۞۩ کلبه صمیمی ۩۞۩...


...۩۞۩ کلبه صمیمی ۩۞۩...





درد و دل


آثار بجا مانده از يك عاشق تنها


نويسنده


دوستان


یاران قدیمی


حسرتهای عشق :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


كد جاوا :

فاصله بین من و خدا

در انتهاي كوچه زمان

با مرگ ملاقات كردم

دستهاي مهربانم را در دستهاي سرد مرگ گرفتم

چشمان غبار گرفته ام را به چشمان ابدي و شفاف مرگ دوختم

اين مرگ بود كه فاصله بين من و خدا را دزديد

من هم نفس با او شدم و با او از رنگهاي زيبا سخن گفتم

بر خلاف آنچه كه در مورد مرگ شنيده بودم

براي من مرگ آبي تر از يك اسمان آبي بود

او برايم از تولد سخن مي گفت و من از مرگ سخن مي گفتم

او از سپيدي ابدي حرفهايي به اندازه عشق برايم مي زد

و من از وابستگي هاي ساختگي و پوچ دنيا

او از خدا سخن مي گفت و از عشق ابدي

كه در پشت در خانه مرگ به انتظار من است

من از قبرستاني كه در آن جغدي مي خواند براي او سخن گفتم

و من ديگر از هيچ چيزي سخن نمي گفتم

در اين ملاقات بود كه من راز نهفته خود را در مرگ پيدا كردم

و فهميدم مرگ يعني يك قدم تا خدا فاصله داشتن

بايد زندگي را با مرگ پيمود و مرگ صداي پاي ابديت است

الان در خاك اين دنيا گرفتار هستم

و مرگ وقت پريدن است از شاخه خشكيده زمان و زندگي

با مردمي پوچ و بيهوده كه هيچ چيز از عشق نمي فهمند

 


نويسنده: سجاد صمیمی مورخ: سه شنبه 14 آبان1387 در ساعت: 14:34
|+|

کپی هر چی میخواین بردارین
Dastan.kotah & Bahar-20 & Best-Music-Cod