...۩۞۩ کلبه صمیمی ۩۞۩...
گفتمش دل مي خري؟
پرسيد چند؟
گفتمش دل مال تو ـ تنها بخند
خنده كرد و دل زدستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل زدستش روي خاك افتاده بود
جاي پايش روي دل جا مانده بود